
این را باید آخر از همه بگویم ولی همین اول می گویم! فیلم می توانست بهتر تمام شود. نه اینکه چه می بینیم، بیشتر اینکه چگونه می بینیم. به جای اینکه فیلم ما را به موقعیت دیگری ببرد و پرستاری دیالوگی بگوید و کارگردان از ما انتظار پوزخند داشته باشد ، می توانست پس از نشان دادن رخداد پایان فیلم ، آن میزانسن جذاب، دوربین را به عقب ببرد و تصویری از ساختمان هایی که تخریب می شوند نشان دهد. همان هایی که در طول فیلم می بینیم. تصاویری که نشانه ای هستند برای فروپاشی و آنها را می توان تعمیم داد به رابطه این زوح که به پایان رسیده است.
گربه را فیلمی متوسط می دانم. کاری ندارم که راحر ابرت به این فیلم سه و نیم ستاره داده است! و ژان گابن این فیلم را بهترین فیلمش، پس از جنگ،می نامد!
ادامه مطلب ...ابتدا لازم است خود مطلب را بخوانید: کارگردانهایی که هرگز فیلم بد نساختند.
۱.هیچ فیلمسازی نیست که فیلم بدی نساخته باشد. چه کوروساوا باشد چه کوبریک. حداقل من نمیشناسم.
۲.نولان فیلم بد نساخته؟! تارانتینو ؟! وقتی جکی براون را می دیدم نزدیک بود بالا بیاورم. و نولان هم با تنت بد جور... و قبل از آن از نظر من اینترسلار فیلم خوب و کاملی نیست.
۳.این یکی خیلی عجیب است! نوشته این کارگردان ها فیلم بدی نخواهند ساخت! نمیدانم با چه معیاری... بگذریم...
تمام کارگردان هایی که نام برده شده اند ، حداقل یک فیلم بد در کارنامه دارند. چند تا از آنها ، به نظرم یک فیلم خوب هم ندارند!
واقعا در این دور و زمانه، هر کسی با هر درجه از توانایی و سواد در یک حوزه، درباره آن اظهار نظر می کند. و سینما هم از این قضیه مستثنی نیست. زیادی مستثنی نیست!

با صد هزار مردم!
جان سیمز (جیمز موری) کوچک می گوید که وقتی بزرگ شد می خواهد رئیس جمهور باشد.ولی نمی تواند. بعد از مرگ پدرش در نوجوانی، پشتش خالی و زندگی خوبش دچار دگرگونی می شود . پس او به شهری بزرگ ، یعنی نیویورک، سفر می کند تا به فردی برجسته تبدیل گردد.
(با دوربین) از ساختمان ها عبور می کنیم. می رسیم به اداره، بین آن همه کارمند و میزهایی که با هماهنگی سرسامآوری چیده شده اند به سختی او را پیدا می کنیم. او هم مثل دیگران یک کارمند ساده است. یک نفر در بین جمعیت. ادامه مطلب ...
این چند کتاب را با توجه به علایق شخصی خودم گذاشتم! این یک لیست یا چیزی شبیه آن نیست!
ادامه مطلب ...

فیلم زانوسی در عین سادگی بسیار مهم و پیچیده است. می توانی از فضای دنج فیلم لذت ببری ولی نمی توانی کتمان کنی که زانوسی با این تضاد بین دو شخصیت، بدون اینکه خودش قضاوتی کند ، چقدر تو را درگیر می کند.فیلم نشان می دهد که باید از زندگی لذت برد. باید ببینی،بشنوی،بخوانی،بدوی ،بازی کنی ... از ادبیات و فلسفه،موسیقی و کلا چیزی مفید،که دوستش داری لذت ببری و خلاصه زندگی کنی. حتی در دیالوگ ها اشاره می شود : مارک می گوید « افسوس که وقتی کافی برای انجام کار مورد علاقه خود نداریم». یان پاسخ می دهد «ما که توی دوره رنسانس زندگی نمی کنیم! »
ادامه مطلب ...