سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی
سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی

خیلی کوتاه درباره آلیس در شهر ها (Alice in den Städten) 1971

فیلیپ نمی تواند خودش را با جهان بیرون سازگار کند. همانطور که عکس ها چیزی که او می خواهد را نشان نمی دهند. ذهنش هم آشفته است و غریبی می‌کند؛ نمی تواند چیزی بنویسد.او خودش را گم کرده و در بی هویتی سیر می کند‌.آلیس به او چیزی هایی یاد می دهد . او مادرش را گم کرده و فیلیپ خودش را‌‌. او برعکس فیلیپ اعتماد به نفس زیادی دارد‌. وقتی از فیلیپ عکس می گیرد ، می گوید : حالا تو می توانی یک ذهنیتی از خودت داشته باشی...  عکس‌ها و دوربین در آلیس در شهر ها  کارکردی فوق العاده دارند‌ ؛ و از این مهم تر جاده ها و سفر هم.

در آخر، فیلیپ داستان جالبی برای تعریف کردن دارد‌.

شغل (Il Posto) 1961 / کاری برای یک زندگی


پیش از هر چیز باید جزئیات این  فیلم را بستایی. شغل به معنای واقعی کلمه رئالیستی است. نه رئالیسم در چارچوب سبک کارگردان و جهان فیلم  بلکه خود جهان واقعی . اولمی جامعه و انسان هایی واقعی رابه نمایش می گذارد. هر چه باشد این فیلم  از نئورئالیسم پیروی می کند.  

ادامه مطلب ...

گربه (Le Chat) 1971 / فروپاشی


این را باید آخر از همه بگویم ولی همین اول می گویم! فیلم می توانست بهتر تمام شود. نه اینکه چه می بینیم، بیشتر اینکه چگونه می بینیم. به جای اینکه فیلم ما را به موقعیت دیگری ببرد و پرستاری دیالوگی بگوید و کارگردان از ما انتظار پوزخند داشته باشد ، می توانست پس از نشان دادن رخداد پایان فیلم ، آن میزانسن جذاب، دوربین را به عقب ببرد و تصویری از ساختمان هایی که تخریب می شوند نشان دهد. همان هایی که در طول فیلم می بینیم. تصاویری که نشانه ای هستند برای فروپاشی و آنها را می توان تعمیم داد به رابطه این زوح که به پایان رسیده است.   

گربه را فیلمی متوسط می دانم. کاری ندارم که راحر ابرت به این فیلم  سه و نیم ستاره داده است! و ژان گابن این فیلم را بهترین فیلمش، پس از جنگ،می نامد!

ادامه مطلب ...

نگاهی گزیده (و کمابیش شخصی!) به سینمای کمدی


ابتدا بگذارید با اشاره‌ای اجمالی و گزیده به مقاله جرالد مست  ، مقدمه ای بر سینمای کمدی(اینجا) ، نگاهی داشته باشیم به اینکه چگونه یک فیلم می تواند کمدی باشد؟

 

ادامه مطلب ...

نقدی کوتاه بر یک مطلب عجیب : کارگردان‌هایی که هرگز فیلم بد نساختند!!!

ابتدا لازم است خود مطلب را بخوانید: کارگردان‌هایی که هرگز فیلم بد نساختند

۱.هیچ فیلمسازی نیست که فیلم بدی نساخته باشد. چه کوروساوا باشد چه کوبریک. حداقل من نمی‌شناسم.

۲.نولان فیلم بد نساخته؟! تارانتینو ؟! وقتی جکی براون را می دیدم نزدیک بود بالا بیاورم. و نولان هم با تنت بد جور... و قبل از آن از نظر من اینترسلار فیلم خوب و کاملی نیست.

۳.این یکی خیلی عجیب است! نوشته این کارگردان ها فیلم بدی نخواهند ساخت! نمیدانم با چه معیاری... بگذریم...

تمام کارگردان هایی که نام برده شده اند ، حداقل یک فیلم بد در کارنامه دارند. چند تا از آنها ، به نظرم یک فیلم خوب هم ندارند!

واقعا در این دور و زمانه، هر کسی با هر درجه از توانایی و سواد در یک حوزه، درباره آن اظهار نظر می کند. و سینما هم از این قضیه مستثنی نیست. زیادی مستثنی نیست!