سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی
سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی

مرگ دوچرخه سوار (Muerte de un ciclista) 1955

«‌می شد از این داستان فیلمی ملودرام یا فیلمی حادثه ای و قراردادی ساخت، اما باردم آن را برای فرو رفتن در لایه های زیرین سطح خوش نمای جامعه مادرید و تعمق در زندگی کسانی که با پشتیبانی از رژیم فرانکو ثروتمند شدند، به کار گرفت. استاد پس از آنکه مدتی عذاب وجدان را تحمل می کند و بحرانی را از سر می گذراند، فقر کارگران، شورش دانشجویان و انحطاط محیط خود را در می یابد و بر تعارض‌های اجتماعی تأکید می کند.»۱

«ژرژ سادول» 

ادامه مطلب ...

کشتار (The Killing) 1956 از دریچه نقد پالین کیل

برای «استنلی کوبریک» ترحمی به خود است که فیلم های «هراس و هوس» و «بوسه قاتل» خود را به فراموشی بسپارد. اگر او در عوض کارگردان سینما، نویسنده می‌بود می‌توانست آنها را پاره کند و به دور بیندازد. اما بعد از آن، او بیست و هفت ساله بود که ، «کشتار» را آفرید ، که آغازی واقعی در حرفه سینمایی او است. «کشتار» یک فیلم بسیار تعلیق برانگیز و استادانه است و آکنده است از سرعت، تدوینی ابتکار آمیز، به شیوه ای پرتنش و تلویحی و جای پاهایی از شخصیت پردازی در فیلم . اما این فیلم یک اثر هر اس زا است که دارای تحرک و گفت و شنودهای خوب است، البته گفت و شنودهایی که نه مانند فیلم های اخیر ، برای تصحیح به کامپیوترها سپرده می شوند.¹

«پالین کیل»

 

ادامه مطلب ...

نَویگی‌تِر (The Navigator) 1924 از دریچه نقد (بررسی) دیوید رابینسون

یک بار دیگر «کشتی نوگی‌تر» فرصتی فراهم می‌آورد ، تا شاهد باشیم که استعداد های کیتن در عرصه های مختلف چه پیشرفت محسوسی کرده است. سکانس جنگ با آدمخواران حاوی برخی از تماشایی ترین پرش ها و سقوط های کیتن است. شوخیهای این فیلم آن چنان در هم فشرده و چنان در هم یافته است که گاه همپای آنها پیش آمدن یا یادآوری تداوم آنها مشکل می‌شود.(...)شخصیت رولو با منطق و یکپارچگی بسیار مستدلی پرورش می‌یابد. تحول او از یک لوس احمق. شروع فیلم ، به قهرمان با شعور پایان فیلم کاملا باورکردنی است. آن آرامش و در عین حال عزم به مبارزه با آدمخواران به هیچ وجه با خونسردی او در ابتدای فیلم که به خواستگاری دختر می‌رود  و عدم پذیرش بعدی او را به راحتی قبول می‌کند ناسازگار نیست.

«دیوید رابینسون»

 

ادامه مطلب ...

آتالانت 1934(L'Atalante‎) از دریچه نقد بابک احمدی

«آتالانت»،نام شاعرانه‌ی زنی از اسطوره‌های یونان،کشتی باری قراضه‌ای است که از رودخانه‌ای می‌گذرد،از کنار مزرعه‌ها،روستا‌ها،و ماهیگیر‌ها. ساکنان« آتالانت» خل و چل هستند: گربه ها،تازه عروسی افسرده که در آرزوی زندگی شهری است،تازه دامادی عاشق,مغرور و خیلی احمق. نوجوانی که از کودکی اش خیری ندیده و «پر ژول» با خالکوبی های اش، آن دست رفیق مرده ا‌‌ش در الکل ، عروسک رهبر ارکستش ، باد بزن گنده اش،عکس های ناجورش ، و گرامافونش.

(بابک احمدی،ماهنامه فیلم شماره 400)

تورلس جوان (Der Junge Törless) 1966 از دریچه نقد تیموتی کوریگان

اگرچه منتقدان گاهی اوقات واکنش منفعلانه و روشنفکرانه تورلس به وحشیگری را به عنوان پیام فیلم اشتباه می‌خوانند، طنز تاریخی تاریک زیادی در این درام وجود دارد که قابل انکار نیست. از دیدگاه شلندورف در آلمان پس از جنگ، این داستان و فیلم که به قبل از جنگ بر‌می‌گردد در مورد طبقه بالای اتریش است که به شکلی هولناک به جزئی از فرهنگی تبدیل می شود که توسط رژیم ها و نگرش های استبدادی سرکوب شده و در وسواس ها و ضعف های خشونت آمیز افراد حامی آن رژیم ها پنهان شده است. مانند دیگر فیلم‌هایی با طرح‌های مشابه در مدرسه شبانه‌روزی، مانند فیلم نمره اخلاق صفرِ ژان ویگو (1933) و اگر... (1968) اثر لیندسی اندرسون، Young Törless آیین‌های اجتماعی را نمایش می‌دهد و بررسی می‌کند که نوجوانان را شکل می‌دهد و آنها را سرکوب می‌کند.. اما برخلاف آن دو فیلم دیگر، در این درام آلمانی هیچ شورشی علیه این نهاد وجود ندارد، بلکه در عوض یک عقب‌نشینی ترسناک رواقی وجود دارد.

  تورلس جوان به عنوان یک فیلم کلیدی در آغاز جنبش نوین سینمای آلمان، آینده‌ای پر جنب و جوش را برای سینمای معاصر کشور از طریق نگاه نگران‌کننده‌اش به گذشته‌ای تاریک اعلام می‌کند.


«تیموتی کوریگان»

 

ادامه مطلب ...