
کمتر ایدئولوژیک مآبانه کمتر احساسات گرایانه،لی می خواهد کاری مشابه را برای مخاطبان خود انجام دهد. «زندگی برای بسیاری از مردم ساینده و سوزناک است» لی این را در گفت و گویی در سال ۲۰۰۰ به من گفت «و هیچ وضع بهتری هم حاصل نخواهد شد . من فکر می کنم کارکرد هنر _به خصوص سینما_ مواجه با همین چیز هاست ... من به عنوان یک فیلمساز،کاملا متعهد به جذاب بودم و سرگرم کردن هستم؛ اما این مواجهه نیز برای من اهمیت دارد.» این نکته ،هدف فیلم های کاملا شخصی و اساسا انسانی لی را خلاصه می کند. این فیلم ها هیچ خط مشی حزبی رادنبال نمی کنند،به جز اعتقاد به این که مردم،موجوداتی بی نهایت پیچیده ، بی اندازه انعطاف پذیر و بی وقفه شگفت انگیز هستند. مایک لی هیچ گاه خوراک اصلی ای به خوشمزگی زندگی شیرین است نپخته است. یک کمدی_درام تند مزه که در رده بهترین کار های او قرار می گیرد.¹
«دیوید استریت»

پیش از حقوق کارگران و سرکوب جنسی در مصر ، احوال روانشناختی شخصیت ها ، مخصوصا قناوی برایم جالب است. که در پایان میخکوب کننده فیلم هم همین بعد روانشناختی اهمیت دارد.
گرمای سرسام آور اتمسفر فیلم ترکیب می شود با احوال شخصیت ها. عصبانیت و خشونت،سرکوب و نیاز های جنسی و....
خلاقیت یوسف شاهین در کل فیلم متبلور شده. صحنه ای که قناوی، روی عکس یک زن زیبا سطل نوشابه می کشد، تا آن مدل به زنی که دوست دارد با او ازدواج کند شبیه شود ... و نگاه او به زنان، با آن نما های سوبژکتیو. یا صحنه های طنز فیلم مثل صحنه ای که نوشابه فروش مرد خوشحال می شود که ابو سریع (فرید شوقی) از رقصیدن هنومه (هند رستم) خوشحال نیست و او را به جای دیگری می برد. بالاخره آن مرد هم می خواست کاسبی کند! و دقیقا بعد از این لحظه رابطه که قناوی که از پشت در صدایش را می شنود و با خلاقیتی ماهرانه با ریتم قطار ترکیب می شود.
این خلاقیت و نبوغ را در خود فیلم ، خیلی آشکار تر هم می بینیم: بازی فوق العاده یوسف شاهین در نقش قناوی!

(شاید) ناخواسته، نخستین فیلم رنگی و آخرین فیلم میلوش فورمن در چکسلواکی پیش از نقل مکان به آمریکا، تبدیل به اثری تنها کمدی نشد. همان اول ،همان تبر کوچکی که قرار است به مرد قابل احترام و بازنشسته جایزه بدهند شباهت زیادی به نشان کمونیسم دارد. حالا کلیت فیلم بماند.ولی من به این چیز ها کاری ندارم. با جشن آتشنشانها خندیدم. و همین برای من کافی بود. دیدن آتش نشان های دست و پا چلفتی و هیز که نمی توانند یک مراسم را درست برگزار کنند و به خاطرش آتش به پا می کنند خنده دار است. فارغ از اینکه میلوش فورمن، -شاید ناخودآگاه- چه مضمونی خلق می کند.

این فیلم چند ماه قبل از انقلاب ۱۹۵۶ مجارستان اکران شد. برخلاف فیلم های آن زمان پروپاگاندا نبود. یک فیلم هنری با داستانی جذاب، که البته در وقوع انقلاب، و تزریق شور و شوق به مردم هم کمک کرد. جالب اینکه انقلاب در تضاد با شوروی و کمونیسم بود،ولی تدوین در فیلم کارکرد کمی ندارد! (اشاره به جنبش مونتاژ شوروی!)
ادامه مطلب ...