سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی
سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی

بانو ایو (The Lady Eve) 1941 / قضیه مار و سیب!

  
  اینکه عاشقی، معشوقش را از کف بدهد ، و پس از پیچ و خم ها و پستی و بلندی ها دوباره او را به دست آورد ، یکی از طرح های رایج سینمای کمدی(-رمانتیک) است. لیدی ایو اما به گونه ای نامتعارف از این طرح استفاده می‌کند.

 همه کاره فیلم شخصیت زن داستان است. جین/ایو(استانویک) است که عنان کار را در دست دارد. چارلز پایک (هنری فوندا) جوان بسیار پولدار و ساده لوحی بیش نیست که تحت تاثیر این خانم قرار می‌گیرد. او از میان آن همه دختر در کشتی به سمت این زن کشانده می‌شود. زن او را از قبل، مخفیانه با آینه‌ای (جادویی!) زیر نظر دارد و می‌داند که باید از در دیگری وارد شود. او این جوان ساده لوح را زمین می‌زند و او را از هر نظر در نزد خود پست و حقیر می‌کند. 

لیدی ایو درباره رابطه زن و مرد است و این را خیلی سر راست با اشاره (شبیه تلمیح) از ماجرای آدم و حوا نشان می‌دهد. سیب و مار که به صورت انیمیشن در تیتراژ  نمایش داده می‌شوند و در فیلم هم حضور دارند آشکارا به این ماجرا اشاره می‌کنند. همان ابتدای فیلم جین (بعد ها ایو ، به معنای حوا) سیبی را از بالای کشتی روی سر پایک می‌اندازد. پایک علاقه مند به مار هاست. او علاقه مند است تا برای دیدن گونه های مختلف مار به جنگل ها برود و حتی از آنها نگهداری کند. (این را می توان یکی از تضاد های شخصیتی او تلقی کرد.همان طور که جین ترسی وحشتناک از مار ها دارد.)

این اشاره مستقیم به رابطه زن و مرد حالتی جنسی هم به خود می‌گیرد (که در خیلی از کمدی های اسکروبال قابل مشاهده است). صحنه هایی دیگر که با نورپردازی نرم و زیبا انجام شده‌اند حالتی اروتیک دارند. مانند صحنه‌ای که جین ،  پایک را نوازش می‌کند. 

بیش و پیش از آنکه استرجس را کارگردانی قهار بدانیم باید او را فیلمنامه نویسی چیره دست خطاب کنیم. او از دست کارگردان ها_ که فیلمنامه او را تغییر می‌دادند_ عاصی شده بود با قمار روی فیلمنامه مک گینتی بزرگ توانست به نان و آبی برسد و کریسمس در ژوئیه و لیدی ایو را بسازد. او فیلمنامه مک گینتی بزرگ را با ده دلار و به شرطی که خودش کارگردانی کند به پارامونت فروخت. 

تعجبی ندارد که چنین فیلمنامه نویس چیره دستی انقدر در شخصیت پردازی ماهر و توانا باشد. دقت او در ساخت و پرداخت شخصیت ها به کاراکتر های اصلی ختم نمی‌شود و شخصیت های فرعی هم نه تنها به خوبی شکل می‌یابند بلکه در فیلمنامه نقشی مهم پیدا می‌کنند. این را می‌توان یکی ویژگی های کمدی اسکروبال دانست که شخصیت های فرعی آدمک هایی بی اهمیت نیستند. این البته بدون بازی فوق العاده بازیگران میسر نمی‌شود. چیزی که در لیدی ایو با بازی یوجین پلت ، چارلز کوبرن ، ویلیام دمارست ، اریک بلوم و... قابل مشاهده است.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد