«...گدار ظاهربین، متظاهر و لاف زن است. در کارهایش عمقی وجود ندارد و کاری که در آن تعمق نباشد هنر نیست. برخورد او با مسایل خیلی سطحی است و همان طوری که تروفو می گوید گدار شبیه مردی است که به ضیافتی میرود کتابی را از قفسه ی کتابها بر می دارد دو جمله ی آن را میخواند و دوباره آن را سر جای اولش می گذارد. این است روشی که گدار با آن زندگی را لمس میکند.
فکر می کنم گدار با خواندن دو جمله از کتاب زندگی یا دیدن یک جنبه ی حیات چنین می پندارد که به زیر و بم زندگی آگاهی یافته است. فیلم های گدار عموماً ایستا هستند و اثری از پویایی در آنها دیده نمی شود. کارهای او سطحیاند بدون هیچ کشش و کوششی برای درک عمق یک احساس آنچه شما میبینید تنها تغییر جهت و نوآوری در نماها و ظواهر قضیه است کار او فقط تکنیک است. تکنیکی که گهگاه از زیبایی و اصالت هم فاصله می گیرد. تازه می دانیم این تکنیک را هم از فیلم های پلیسی و نوع B هالیوودی دزدیده است.»اما تکنیک برای گدار مسئله ای نیست و اصولاً آنچه کار گدار را متمایز کرده و به آن اعتبار بخشیده ارزشهای دیالکتیکی آثارش است. شما چطور می توانید آن را انکار کنید؟
« بله می دانم ولی این بهانه ی خوبی نیست. ممکن است یک آدمکش هم بگوید من نمیخواهم انسان خوبی باشم ولی این دستاویز برای اجتماع قابل قبول نیست. من فکر میکنم مشکل گدار کند ذهنی و نادانی اوست. به اعتقاد من گدار واقعاً کودن است و این صفت او در فیلم هایش منعکس میشود او کوچکترین شناختی از سیاست ، زندگی بشر و روابط انسانها با یکدیگر ندارد و تظاهر، تنها دستمایه ی اوست(...)»
جان سایمون (John Simon) در مصاحبه با بهمن مقصود لو