شخصیت اصلی و مد نظر ری ، در پایان بر خلاف در مکانی متروک ، فراتر از واقع و شورش بی دلیل خودش را تخلیه نمی کند ؛ بلکه با عشق آرام می شود. رابرت رایان در این فیلم نقش مردی را بازی می کند که می بینیم چه رفتار خصمانه ای با خلافکاران و پلیس های دیگر دارد. او با آدم های دور و برش، و فضای سرد و بی روح شهر ارتباط برقرار نمی کند ؛ ولی پس از آشنایی با دختر نابینا (آیدا لوپینو) همه چیز دگرگون می شود...
برای «استنلی کوبریک» ترحمی به خود است که فیلم های «هراس و هوس» و «بوسه قاتل» خود را به فراموشی بسپارد. اگر او در عوض کارگردان سینما، نویسنده میبود میتوانست آنها را پاره کند و به دور بیندازد. اما بعد از آن، او بیست و هفت ساله بود که ، «کشتار» را آفرید ، که آغازی واقعی در حرفه سینمایی او است. «کشتار» یک فیلم بسیار تعلیق برانگیز و استادانه است و آکنده است از سرعت، تدوینی ابتکار آمیز، به شیوه ای پرتنش و تلویحی و جای پاهایی از شخصیت پردازی در فیلم . اما این فیلم یک اثر هر اس زا است که دارای تحرک و گفت و شنودهای خوب است، البته گفت و شنودهایی که نه مانند فیلم های اخیر ، برای تصحیح به کامپیوترها سپرده می شوند.¹
«پالین کیل»
ادامه مطلب ...
کلیپی دیدم که جیم جارموش (اینجا) ، درباره فیلم های یکی از اساتیدش یعنی نیکلاس ری صحبت میکرد. و برای این یادداشت کوتاه ، میخواهم از نکته ای کوچک -اما مهم- که جارموش به آن اشاره کرده استفاده کنم.
ادامه مطلب ...