
آلبرت (ژان گابن) هتلداری است در نرماندی که با مست کردن به گذشته بر میگردد : به زمانی که سرباز نیروی دریایی بود و در چین خدمت میکرد. سال ۱۹۴۴ است و او به زنش قول میدهد و قسم میخورد که اگر هتلش از بمب های هوایی جان سالم به در ببرد ، الکل را ترک کند. او به قولش عمل میکند و شب ها به جای نوشیدن الکل ، آبنبات میخورد.
ادامه مطلب ...
«...گدار ظاهربین، متظاهر و لاف زن است. در کارهایش عمقی وجود ندارد و کاری که در آن تعمق نباشد هنر نیست. برخورد او با مسایل خیلی سطحی است و همان طوری که تروفو می گوید گدار شبیه مردی است که به ضیافتی میرود کتابی را از قفسه ی کتابها بر می دارد دو جمله ی آن را میخواند و دوباره آن را سر جای اولش می گذارد. این است روشی که گدار با آن زندگی را لمس میکند.
ادامه مطلب ...
«می شد از این داستان فیلمی ملودرام یا فیلمی حادثه ای و قراردادی ساخت، اما باردم آن را برای فرو رفتن در لایه های زیرین سطح خوش نمای جامعه مادرید و تعمق در زندگی کسانی که با پشتیبانی از رژیم فرانکو ثروتمند شدند، به کار گرفت. استاد پس از آنکه مدتی عذاب وجدان را تحمل می کند و بحرانی را از سر می گذراند، فقر کارگران، شورش دانشجویان و انحطاط محیط خود را در می یابد و بر تعارضهای اجتماعی تأکید می کند.»۱
«ژرژ سادول»
ادامه مطلب ...