سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی
سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی

کوتاه درباره دادزوورث (1936/Dodsworth)

وایلر یکی از کارگردان هایی است که منتقدان از تبحر  کم نظیر او در استفاده از عمق میدان و دیپ فوکوس (Deep Focus) سخن می گویند.   ادامه مطلب ...

می خواهم زنده بمانم ! (1958 / !I Want To Live) / سقوط تدریجی

رابرت وایز از همان ابتدای کار یعنی در تیتراژ خلاقیتش را نشان می دهد. عنوان فیلم ، به صورتی ناگهانی بر پرده نقش می بندد و اندک اندک از ما دور ، کوچک تر و در نهایت محو می شود. این چیزی است که وایز در می خواهم زنده بمانم! نشان می دهد.  

ادامه مطلب ...

کوتاه درباره میمونی در زمستان (Un singe en hiver 1971)

آلبرت (ژان گابن) هتلداری است در نرماندی که با مست کردن به گذشته بر می‌گردد : به زمانی که سرباز نیروی دریایی بود و در چین خدمت می‌کرد. سال ۱۹۴۴ است و او به زنش قول می‌دهد و قسم می‌خورد که اگر هتلش از بمب های هوایی جان سالم به در ببرد ، الکل را ترک کند. او به قولش عمل می‌کند و شب ها به جای نوشیدن الکل ، آبنبات می‌خورد.  

ادامه مطلب ...

«گدار ظاهربین، متظاهر و لاف زن است» (این سوی ذهن آن سوی مردمک )


«...گدار ظاهربین، متظاهر و لاف زن است. در کارهایش عمقی وجود ندارد و کاری که در آن تعمق نباشد هنر نیست. برخورد او با مسایل خیلی سطحی است و همان طوری که تروفو می گوید گدار شبیه مردی است که به ضیافتی میرود کتابی را از قفسه ی کتابها بر می دارد دو جمله ی آن را می‌خواند و دوباره آن را سر جای اولش می گذارد. این است روشی که گدار با آن زندگی را لمس می‌کند. 

ادامه مطلب ...