- این مطلب فکر کنم بعد از جنگ دوازده روزه در ماهنامه فیلم هم چاپ شده بود-
این روز ها در ایران و خارج بازی های رسانه ای اهمیت زیادی دارند . اینکه کی کجا را زده و کی نزده (راستی این زدن چه مصدر ساده ای در مورد اصابت موشک و پهباد شده! " ما فلان جا رو زدیم اونا فلان جا رو زدن " انگار مثلا یه سیلی ساده زدند یا همچین چیزی!)!
در این مطلب به موضوع رسانه در جنگ اشاره شده که شاید به شرایط ما بی ارتباط نباشد!
آیا این یک ژانر است؟ : جنگ خود به خود حالتی نمایشی و دراماتیک دارد. اگر جدالی وجود نداشته باشد پیرنگی شکل نمی گیرد.این جدال می تواند با خود ، طبیعت ، انسان یا یک ساختار باشد. نقاشی های انسان های اولیه در غار ها ، جدال و جنگ آنها با حیوانات برای شکار و بقا را نشان می دهند. پس نمایش جنگ و جدال پیش تر از به وجود آمدن هنر به گونه ای که اکنون می بینیم وجود داشته است.
ادامه مطلب ...
(بازبازنشر!)
ساختار روایی فیلم، به درام های دادگاهی کلاسیک هالیوود بی شباهت نیست. استراسرا(دارین) یک دادستان است. ابتدا از شرکت در بزرگترین محاکمه آرژانتین، نورنبرگ این کشور ، امتناع می کند. او از رئیسش فرار می کند و احساس می کند این کار زندگی او را به خطر می اندازد. مثلا در ادامه می ترسد، کسی که با دخترش دوست شده به این محاکمه مربوط باشد ؛ اما بالاخره این مسئولیت بزرگ را قبول می کند. او باید دیکتاتور های سابق را محاکمه کند. نظام دیکتاتوری که از سال ۷۶ تا ۸۳ میلادی بر کشور حکومت می کرد و جنایات زیادی را مرتکب شد. آنها در جنگ فالکلند هم شکست خوردند. فقط زورشان به مردم آرژانتین می رسید.
ادامه مطلب ...
"اوتیس بود که هستهی احساسی فیلم را میساخت. در تمام سینمای آمریکا شخصیت دیگری نظیر اوتیس وجود نداشت.
