سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی
سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی

ظرف عسل (The Honey Pot) 1967 / تا پول داری رفیقتم

  

 

اول از همه  این را بگویم که اسم فیلم می توانست گیرا تر از این باشد. نمی دانم شاید اصطلاحی ست که فقط کارگردان از آن خبر دارد! 

۱.ظرف عسل فیلمی سرگرم‌کننده و مفرح است. حداقل برای من اینگونه بود. یک بازی جذاب با اقتباسی از نمایشنامه‌ای کلاسیک ( فیلم از یک رمان اقتباس شده). منتقدان می‌گویند که برخی از فیلم های اقتباسی شکلی ادبی به خود می‌گیرند و ظرف عسل ( کلا فیلم های منکیه‌ویچ) نمونه‌ای از این‌ فیلم ها است. دیالوگ های جالبی که فاکس می گوید از ویژگی های  ادبی سبک منکیه‌ویچ هستند. 

۲.ظرف عسل سعی می کند (به قول اندرو ساریس) با هالیوود کوچکی  که ساخته، با زبانی طنز ، بحث طمع،ثروت و گذر عمر را بیان کند . اینکه تمام شخصیت های طمع کار برای فاکس ساعت می آورند (آنها برای مرگ او ، برای تصاحب اموال او لحظه شماری می کنند) و فاکس هم پشت سر هم از گذر عمر سخن می گوید به همین مفاهیم مرتبط هستند. این فراوانی جملات قصار شاید تماشاگر را آزرده کند. 

۳.نکته درباره فیلمنامه : رفتن سارا به کافه تنها برای این بوده که آن اتفاق مورد نظر کارگردان رخ دهد‌. البته منکیه‌ویچ می خواسته که نزدیکی سارا و مکفلای را هم به ما نشان دهد ولی آیا این اتفاق نمی توانست در خود قصر رخ دهد؟ برای روابط این دو همان نگاه ها و صحبت ها کافی بود یا اگر کنش دیگری را قرار بود ببینیم می توانست در قصر اتفاق بیفتد. هدف منکیه‌ویچ رعایت روابط علی‌ و معلولی فیلمنامه بوده است.  منکیه‌ویچ فیلمنامه نویس چیره‌دستی بود و در مورد فیلمنامه نمی‌توانم از او ایراد بگیرم!

۴ .کارگردان سعی کرده با اجتناب از برداشت های بلند ، از تئاتری شدن فیلم جلوگیری کند. شخصیت ها کم هستند و بیشتر فیلم در قصر می گذرد. اما ظرف عسل در همین بحث فیلمبرداری و کارگردانی ضعیف بوده.دوربین گاهی بی روح و گاهی با نشاط است. اما نه در زمان و مکان درست. ( البته بحث ضعف فیلمبرداری دلیل خاص خودش را دارد.جیانی دی ونانتزو ،فیلمبردار بزرگ ایتالیایی که سابقه همکاری با فلینی،آنتونیونی و رُزی را داشت در زمان فیلمبرداری بر اثر هپاتیت فوت کرد تا پاسکوالینو دی سانتیس کم تجربه جانشین او شود. دی سانتیس بعد ها برنده اسکار شد.)

۵.چیز دیگری که شاید بیننده را آزار بدهد و به همین دلیل هم فیلم بیش از حد طولانی شده (زمان فیلم ۱۵۰ دقیقه بود که کوتاه تر شد) طول دادن مشخص شدن یک راز و همچنین تکرار شفائی وقایع از زبان شخصیت هاست. مثلا وقتی سارا آن قضیه را برای فاکس تعریف می‌کند ؛ یک بار از زبان او شنیده ایم و تکرار آن جالب نیست. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد