سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی
سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی

ویپلش (Whiplesh) 2014 :"شو خطر کن ز کام شیر بجوی."*


ویپلش اولین و بهترین فیلم شزل است.از آن فیلم هاست که کمتر مثلشان را دیده ایم.

فضای مینیمالسیتی فیلم همراه با  جزئیات بسیار زیادی که دارد یکی از دلایل این ماندگاری است.البته هنوز تنها هشت سال از اکران فیلم گذشته و زمان بیشتری نیاز هست تا لقب ماندگار را به فیلم بدهیم.سکانس آخر اوج وقوع این جزئیات است.بهترین سکانسی که شزل گرفته و یکی از بهترین سکانس های دهه قبل.

 

 

خلاقیت شزل در تدوین هم مشهود است.مثلا سکانسی که به نیمن می گویند بهتر است  درام زدن را کنار بگذارد،به صورت همزمان پلان هایی را می بینیم که نیمن در خانه در حال جمع کردن و کنار گذاشتن درام است.این پلان ها دو کاربرد دارند : هم وارد ذهن نیمن می شویم و هم کاری  که نیمن واقعا انجام داده را می بینیم؛چون بعد از این پلانها  فیلم در خانه ادامه پیدا می کند.       

درام زدن انرژی زیادی از آدم می گیرد ولی بعید میدانم با این کار کسی از انگشتانش خون بیاید.شزل هم این را میدانست و با این جنبه تقریبا غیر واقعی می خواست تنش  درونی شخصیت را به ما نشان دهد.نیمن با درام زدن و با این تلاش و کمال گرایی انگار دارد خودش را می زند.جنگی بین نیمن و خودش.این خون حکم عرق جبین (خون اصبع!) را برای او دارد.

البته او جنگ دیگری هم با فلچر دارد.جنگی که در آن تسلیم فلچر خواهد شد.اما با این وجود برنده می شود! سکانس آخر آنقدر هیجان انگیز و حساس است،که برای نیمن حکم وقت اضافه و ضربات پنالتی در فوتبال را دارد! یک بازی حساس مقابل فلچر. یک اشتباه همه چیز را خراب می کند.او باید تمام تمرکزش را روی درام زدن بگذارد.برای همین هم قید آن دختر را می زند.کم پیدا می شود به زندگی هنرمند موفق و بسیار مشهوری نگاه بیندازیم و با روابط و جدایی های متعدد او روبرو نشویم  .بخصوص اگر موسیقیدانی نابغه باشد.این جنون و آشوب از ویژگی های این انسان هاست.فیلسوفی یونانی می گوید(۱): هرگز نابغه ای بزرگ  بدون کمی شوریدگی و دیوانگی وجود نداشته است.                                                           

سکانس آخر اوج شاهکار نیمن و شزل (و حتی فلچر) و همه چیز سر جای خودش است.از بازی خوب بازیگران تا فیلمبرداری و حتی موسیقی که می نوازند.جزئیات که صحبتش را کردم در این سکانس به اوج خود می رسد.از عکس العمل های بی شمار فلچر بگیرید تا آنجا که سنج نیمن را سر جای درست خود قرار می دهد.همانطور که این کار را با خود نیمن انجام داد، اورا سر جای درستش قرار داد.

و لبخند رضایت فلچر. لبان خندانش را نمی بینیم؛ولی از چین، و شور و شوقی که بر چشمانش افتاده به آن پی می بریم.


۱-ترس و لرز،سورن کیرکگور،ترجمه فاطمی،ص۱۹۷

* شعر مشهور حنظله بادغیسی:

مهتری گر به کام شیر در است    شو خطر کن ز کام شیر بجوی

یا بزرگی و عز و نعمت و جاه           یا چو مردانت مرگ رویاروی




نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد