
داشتم از سر بیکاری کانال ها را بالا پایین می کردم . روی یک کانال که بیست و چهار ساعته فیلم پخش می کند نگه داشتم. چیزی که از تلویزیون دیدم این بود: دو زن بالای یک برج (که به یک برج رادیویی در آمریکا شباهت دارد) در بیابان و برهوت گیر افتاده اند و سعی می کنند با فرستادن پهباد ، به یکی از خانه های اطراف پیامی ارسال کنند.
برج KXTV/KOVR و شباهتش به برج سقوط
![]()

این مصاحبه در سال ۲۰۰۷ و در زمان اکران فیلم انجام شده.
چه چیزی در ابتدا شما را به سمت فیلمسازی جذب کرد و این روند در طول دوران حرفه ای شما چگونه شکل گرفت؟
من در 4 آوریل 1957 متولد شدم، اما ... (به فیلمی از بت زندگی اش ازو اشاره میکند. آکی می گوید روی سنگ قبرش نام این فیلم را می نویسد : متولد شدم، اما... ) وقتی شانزده ساله بودم، «نانوک شمال» فلاهرتی و «عصر طلایی» بونوئل را دیدم و فهمیدم که سینما می تواند بیش از یک مشت دلار باشد. این روزها دیگر چندان مطمئن نیستم ...
ادامه مطلب ...


در فیلم تنها پسر چیزی را به ما می گویند و در پدری بود چیزی را به ما نشان می دهند.(...)تنها پسر به شکلی مستقیم و همدلانه که در فیلم سراغ داریم تاثیر میگذارد حال آنکه پدری بودبه طریقی متفاوت تاثیرگذار است.
(یاسوجیرو ازو/دانلد ریچی)
ادامه مطلب ...