سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی
سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی

برگ های افتاده 2023 (Kuolleet Lehdet / Fallen Leaves) / سوی دیگر امید!

(این نوشته در شماره 613 ماهنامه فیلم چاپ شده است)

۱.

کائوریسماکی گفته بود که «سوی دیگر امید» اخرین فیلمش خواهد بود. اما مانند سوی دیگر امید ، شش سال بعد و در جشنواره کن فیلم دیگری از او اکران شد : برگ های افتاده (یا برگ‌ریزان) . فیلمی که تفاوتی با آثار دیگر آکی و شباهتی با فیلم های امروز جهان ندارد. کائوریسماکی مانند آثار قبلی‌اش ، با وجود دلبستگی و توجه به گذشته ، از فلاکت های فعلی و نگرانی های آینده نمی‌گذرد : علاوه بر التفات و مهرورزی همیشگی نسبت به طبقه کارگر ، خبر جنگ روسیه و اوکراین را بار ها از رادیو می‌شنویم. او نمی‌خواهد از تیرگی زمانه‌ای که در آن زندگی می‌کند فرار کند. حتی خارج از خود فیلم ،  فروش برگ‌ریزان را به اسرائیل و ترکیه ممنوع اعلام کرد . 

 

نوشتم که کائوریسماکی تغییر نکرده : باز هم با نما های بلند ، سگ‌ها ، موسیقی زنده ، انسانیت ، میزانسن های چشم‌نواز با نورپردازی های جذاب که در شخصیت پردازی نقش دارند ، فیلمبرداری آنالوگِ تیمو سالمینن و ... سروکار داریم. البته که در سینمای او تنوع هم وجود دارد : از بین هفده فیلمی که ساخته چهار فیلم اقتباسی (جنایت و مکافات ، هملت به تجارت می‌رود ، یوها ، زندگی بوهمی) و پنج فیلم سیاه و سفید (اتحادیه کالاماری ، هملت در تجارت ، روسری ات را نگه دار تاتیانا ، زندگی بوهمی ، یوها ) هستند. میزان کمدی فیلم ها هم متغیر بوده. برای مثال کابو های لنینگراد کاملا کمدی است و دختر کارخانه کبریت سازی سراسر تلخی است.

 نکته‌ای که این فیلم را از آثار قبلی او متمایز می‌کند ، حضور دو بازیگر جدید (آلما پویستی و یوسی واتانن) است که در واقع جای کتی اوتینن و متی پلونپا را گرفته‌اند. اولی با شصت و دو سال سن دیگر نمی‌تواند چنین نقشی را بازی کند و دومی هم در سن چهل و چهار سالگی از دنیا رفت. بازی پویستی کمی با اوتینن تفاوت دارد. مثلا در جایی از فیلم پویستی خنده‌ای می‌کند که از اوتینن ندیده‌ایم. درست است که اوتینن در این فیلم حضور ندارد اما بازی خیلی خیلی کوتاه ساکوری کوسمانن و البته یانه هیتیاینن در نقش دوست واتانن خودش غنیمتی است! خالد و مزدکِ سوی دیگر امید هم خیلی کوتاه ظاهر می‌شوند تا آکی به این حضور های افتخاری سنتیِ سینمایش پایبند باشد.

۲.

سینمای کائوریسماکی را مینی‌مالیستی می‌نامند. اما خودش در مصاحبه‌ای می‌گوید که غیر از دختر... باقی فیلم هایش نسبت به بن‌هور مینی مال هستند!  جزییات زیادی در سینمای این کارگردان فنلاندی نقش دارند که نمی‌توان به راحتی از آنها گذر کرد. یکی از این جزییات انتخاب اسامی شخصیت هاست. نکته‌ای که (تا آنجا که من مطالعه کرده‌ام)  به آن اشاره نشده است: در سایه ها... ایلونا به معنی شادی و نیکاندر اسمی با ریشه یونانی و به معنای مرد پیروز است. در دختر... کاربرد اسامی بیشتر حس می شود : در افسانه های یونان باستان ، آیریس  پیام‌رسان خدایان و الهه رنگین کمان است.او به فرمان زئوس، آبی را از استیکس (  رودخانه ای که مرز بین زمین و جهان زیرین است)  با خود حمل می کند و با آن همه کسانی را که سوگند دروغ می گویند می خواباند. کافی است فیلم را ببینید تا به دلیل انتخاب این اسم پی ببرید. در برگ‌ریزان : آنسا به معنای تله یا دام است و هولاپا یعنی روح یا برده. در واقع این روح/برده در دام عشق گیر می‌کند! حتی نام هوتاری ، دوست هولاپا هم با ویژگی هایش سنخیت دارد : کسی که برای خوشبختی نیازی به دیگران ندارد.

۳.

برگ ریزان نسبت به فیلم های دیگر کائوریسماکی خیلی مستقیم تر به سینما ادای احترام می‌کند. جایی که زوج فیلم برای اولین بار با هم قرار می‌گذارند سینماست. جالب اینکه فیلمی را تماشا می‌کنند که ارتباطی با رابطه شان ندارد : فیلم مرده ها نمی‌میرند (از رفیق آکی ، جیم جارموش) که فیلم رمانتیکی نیست! آکی این شوخی را بیرون از سینما هم ادامه می‌دهد. قبل از اینکه زوج فیلم از سینما بیرون بیایند ، دو مرد را می‌بینیم که یکی از آنها این اثر جارموش را با خاطرات کشیش روستا برسون و دیگری با فیلمی از گدار مقایسه می‌کند! این را انتقاد بنامیم یا یک شوخی دوستانه؟!

بیرون از سینما ، روی دیوار ، پوستر پیرو خله(گدار) ، روکو و برادرانش(ویسکونتی) ، دایره سرخ(ملویل) ، پول(برسون) ، برخورد نزدیک(لین) و... را می‌بینیم که همگی از فیلم های مورد علاقه کارگردان هستند. قرار گیری پوستر فیلم جارموش در میان این آثار جالب است.

۴.

سه فیلم سایه ها در بهشت ، آریل و دختر کارخانه کبریت سازی سه گانه طبقه کارگر یا به قول خود کائوریسماکی بازنده ها را تشکیل می‌دهد. برگ ریزان را می‌توان چهارمین فیلم از این مجموعه دانست ( در حالی که کائوریسماکی هنوز سه گانه پناهندگان را تکمیل نکرده است -لوهاور و سوی دیگر امید).  سه فیلم قبلی به مراتب تلخ و پوچ‌گرا تر می‌شوند ؛ در حالی که برگ‌ریزان فیلمی امیدوارانه است. می‌توان گفت که این فیلم خیلی کمتر به آریل و دختر... ارتباط پیدا می‌کند. دخترِ برگ‌ریزان مانند آیریس  تنها نمی‌ماند. شخصیت زن فیلم خیلی بیشتر از آریل در داستان نقش دارد . در واقع آکی به یک اندازه به شخصیت زن و مرد توجه می‌کند . این نکته در سایه ها در بهشت هم حس می‌شود. 

کائوریسماکی برگ‌ریزان را سایه ها در بهشت ۲ می‌نامد. باز هم زنی از کارش در فروشگاه اخراج شده و با مردی آشنا می‌شود. برخلاف سایه ها در بهشت ، مرد -که به الکل اعتیاد دارد و زن می‌خواهد او را نجات دهد- در مقابل عشق مقاومت می‌کند اما به هر حال آنها یکدیگر را تکمیل می‌کنند. 

 برگ‌ریزان مانند سایه ها در بهشت و آریل نیست که شخصیت ها خوشبختی را در خارج از محدوده جغرافیایی زندگی‌شان جستوجو کنند. نمای آخر فیلم به پایان مردی بدون گذشته شباهت دارد : جایی که عاشقان به سوی روشنایی می‌روند. کائوریسماکی در هر دو فیلم ، با چنین پایانی به چاپلین (عصر جدید) ادای احترام می‌کند. حتی در پایان برگ‌ریزان وقتی مرد نام سگ را از زن می‌پرسد ، این جواب را می‌شنود : چاپلین.

فارغ از پایان فیلم و امیدی که در فیلم وجود دارد ، اتفاقات ، تقدیر ها و معجزه ها برگ ریزان را به سوی دیگر امید ، لوهاور و  مردی بدون گذشته مرتبط می‌کند. در این فیلم ها کائوریسماکی علم پزشکی را هم زیر سوال می‌برد! درست است که او نمی‌خواهد از تیرگی ها فرار کند اما کورسوی امیدی برای ما باقی می‌گذارد. این امید از عشق و انسانیت بر می‌آید. 

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد