این را باید آخر از همه بگویم ولی همین اول می گویم! فیلم می توانست بهتر تمام شود. نه اینکه چه می بینیم، بیشتر اینکه چگونه می بینیم. به جای اینکه فیلم ما را به موقعیت دیگری ببرد و پرستاری دیالوگی بگوید و کارگردان از ما انتظار پوزخند داشته باشد ، می توانست پس از نشان دادن رخداد پایان فیلم ، آن میزانسن جذاب، دوربین را به عقب ببرد و تصویری از ساختمان هایی که تخریب می شوند نشان دهد. همان هایی که در طول فیلم می بینیم. تصاویری که نشانه ای هستند برای فروپاشی و آنها را می توان تعمیم داد به رابطه این زوح که به پایان رسیده است.
گربه را فیلمی متوسط می دانم. کاری ندارم که راحر ابرت به این فیلم سه و نیم ستاره داده است! و ژان گابن این فیلم را بهترین فیلمش، پس از جنگ،می نامد!
بیشتر فلش بک هایی که از ذهن ژولین بیرون می آیند، غیر از یکی دو بار، کارکردی در داستان ندارند. برخی از اطلاعاتی که در رمان سیمنون به خواننده داده می شود در این فیلم موجود نیستند. مثل اینکه این ازدواج مجدد این دو است. اینکه زن، زندگی پر شوری داشته و آن را به خاطر این مرد رها کرده را در فیلم می بینیم. مردی که به یک گربه عشق می ورزد و به او نه : و زن هم حسودی می کند. بعضی از اطلاعات بی مورد و بد موقع منتقل می شوند.مثل همان اشاره ها به گذشته. در واقع احساس می کنم فیلمنامه کمی مشکل دارد.این ایرادات را می گویم چون اگر نبودند ما الان با یک شاهکار طرف بودیم؛ ولی مشکل اصلی فیلم همان پایان است.
حتی به نظرم گاهی اوقات فیلم در تدوین و کات زدن مشکل دارد! که البته خیلی مهم نیستند! فارغ از این مشکلات بسیار کوچک و سختگیرانه، می توانم بعضی از جزئیاتی که در فیلم گنجانده شده اند را بستایم. ولی بعضی از آنها را نه! مثلا نمایی از پرندگان که پرواز می کنند، به نظرم یک نماد گرایی سهل انگارانه است.
نمونه ای از این جزئیات را در تصویر پایین می بینید. اگر به گوشه تصویر،پایین سمت راست دقت کنید، سینیوره را می بینید! این واقعا عالی است! یکی دو بار دیگر هم کارگردان از این کار ها می کند. این جور صحنه ها کارکردشان بسیار بیشتر است. و ای کاش واضح تر بودند.
فارغ از اینکه فیلم خیلی هم بد نیست (خوب هم هست!)، دو هیولای مقدس سینمای فرانسه در گربه هنرنمایی می کنند. هر دو برای بازی در این فیلم برنده خرس نقره ای برلین شدند. (می بینید که جوایز هم به کارگردان و فیلمنامه نرسید! هر چند موسیقی فیلم هم فوق العاده بود!) ژان گابن و سیمون سینیوره را نمی توان دوست نداشت. و بیشتر به خاطر این دو این فیلم را نمی توان از دست داد.