سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی
سینه‌فیلیا

سینه‌فیلیا

یادداشت‌های سینمایی

میمون بازی (Monkey Business) 1952 / حسادت ناخودآگاه

 

 

در این فیلم بارنابی (کری گرانت) ، دانشمندی است که با همسر صبور خود، ادوینا (جینجر راجرز) زندگی می کند و سعی دارد تا اکسیر جوانی را به دست بیاورد.یکی از میمون های آزمایشگاه او پس از کشف محلول آن را در آبسردکن می اندازد. همین ریختن دارو در آبسردکن باعث سو تفاهم می شود. بارنابی ، وقتی از محلول می نوشد ، و سپس رویش آب میل می کند می گوید:«حتی آب رو هم تلخ می کنه!» و این به همین منوال برای همسرش و دیگر افراد رخ می دهد. بدون اینکه متوجه بشوند آب پس از ترکیب با دارو همان اکسیر جوانی است!

بارنابی مثل جوانی بیست ساله می شود و با منشی اش یعنی خانم لورل (,مرلین مونرو) به گشت و گذاری عجیب و غریب می پردازد. او موهایش را به مدل جالبی اصلاح می کند. ماشین جدید می خرد و اسکی می کند تا از خودمان بپرسیم دکتر در جوانی اینگونه بوده؟!

ناخودآگاه این وضعیت _شاید پس از به جا ماندن رژ لب لورل روی صورت بارنابی_ موجب حسودی همسرش می شود و او هم از محلول (یعنی آب/دارو!) می نوشد و باقی اتفاقات هم از این پس رخ می دهند. این حسودی در ادامه ، پس از نوشیدن دارو توسط این زوج نمایان تر می شود. حسادت بارنابی به هانک و ادوینا به لورل.

فیلمنامه به همین بحث ناخودآگاه توجه زیادی کرده.همان اول فیلم کری گرانت پاهای مرلین مونرو را به دقت نگاه و لمس می کند. شاید واقعا مقصود جوراب های او باشد که خودش ساخته ولی وقتی بارنابی از دارو می نوشد ، و  لورل به سراغ او می رود از پاهایش او را شناسایی می کند.(۱) این حرکت در فیلمنامه هم خنده دار است هم نکته ای مهم در شخصیت پردازی . البته شاید بیشتر یکی از اثرات دارو باشد ولی نمی توان منکر این شد که شخصیت ها پس از نوشیدن این کشف بزرگ  خود واقعیشان می شوند. در واقع من احساس می کنم کار هایی که به علت هایی منطقی نمی توانند در حالت عادی انجام بدهند را ، پس از نوشیدن آن انجام می دهند. عقل از سرشان می پرد و به عواقب کارشان فکر نمی کنند. همانطور که بارنابی آن کار ها را انجام می دهد ، یا همسرش به مادر خود زنگ می زند و آن اتفاقات می افتد. مادری که فقط منتظر یک جرقه است تا آتشی به پا کند.

  اما با در نظر گرفتن تمام جوانب و با نگاهی منطقی ، شاید نتوان این فیلم را در کارنامه هاوکز بالاتر از فیلمی مثل منشی همه کاره او، یکی دیگر از کمدی های این استاد بزرگ قرار داد. در فیلمنامه دقت بالایی مشاهده می شود.مثال بالا  این دقت را نشان می دهد. ولی ما این حسادت بین شخصیت ها و روابط بین آنها را در منشی همه کاره او بسیار سنجیده تر و بهتر دیدیم. 

کری گرانت و مرلین مونرو 


آیا فیلم از یک کمدی سرگرم کننده و خنده دار فراتر می رود؟ 


هاوکز در مصاحبه ای با پیتر باگدانوویچ می گوید:

«معتقدم موقعیت میمون بازی واقعا قابل قبول نبوده و فیلم آنچنان که می توانست خنده دار نبود. فصلهایی که مستقیما مربوط به میمون بودند باورکردنی نبودند. فصل های دیگر به نظر می رسید بسیار موثر اند به شرط این که می توانستید موقعیت را بپذیرید.  اما فکر می کنم تماشاچی را از آغاز در خط اشتباهی انداختیم . فکر نمی کنم باور کرده باشند یک میمون می توانسته این چیز ها را روی هم بریزد در نتیجه اندکی بیش از حد به شکل یک نمایش پوچ صرفا خنده دار در آمد. همچنین اشکال بزرگ صحنه هایی که جینجر راجرز به دوران بلوغ باز می گردد این بود که بکلی تکراری بودند. کری کرانت پیش از این انجامش داده بود و بیشترین تاثیر به او تعلق داشت چرا که برای اولین بار انجامش داده بود-وقسمت او بهتر نوشته شده بود.»(۲)


می توان از آن جوک معروف یاد کرد : مرحوم غلط کرده ! میمون بازی در این حد فیلم ضعیفی نیست. خیلی هم قوی است!

در واقع به نظر هاوکز در ادامه فیلم به دام تکرار می افتد. باز هم ما حسادت ناخودآگاه/خودآگاه ادوینا به لورل و بارنابی به هانک را می بینیم.نکته دیگری که کارگردان می گوید ، این است که فیلم باور پذیر نیست. خیلی ها فیلم را در ژانر علمی-تخیلی قرار داده اند که به نظرم خیلی علمی نیست و بیشتر تخیلی است. ببینید  صحنه ای که میمون دارد دارو را درست می کند چقدر طول می کشد. این صحنه کمکی به فیلمنامه و آگاهی ما نسبت به روابط شخصیت ها نمی کند! اما می تواند چیز مهم تری بگوید . شاید با ارجاع به نظرات داروین،حقارت انسان را به تصویر می کشد!(۳)

نشان دادن آن روی سکه،خوی دیگر انسان، کم کم به اوج می رسد. زمانی که بارنابی آتش به پا می‌کند و بچه شدن گریبان‌گیر همه می شود.

هاوارد هاوکز ، در فیلم خواب بزرگ، در قالبی جدی فیلمی هزل و کمدی ساخت. به نظرم نمی توان خیلی خواب ابدی را جدی گرفت. خود هاوکز هم در مصاحبه اش با باگدانوویچ به این نکته اشاره کرده است. اما اینجا،در میمون بازی ، فیلمی کمدی، می توانیم چنین استنباط مهمی را انجام بدهیم. 

همیشه در سینمای هاوکز این ترکیب را شاهد بودیم که همین خاصیت هاوکز را هاوکز کرده.


منابع:

۱.۲.هاوکز،به قلم رابین وود، ترجمه ضیاالدین شفیعی

۳.نقد سعید قطبی زاده.

نظرات 0 + ارسال نظر
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد